رفت.......

برای اولين بار با تمام وجودم می خوام ايرون برم....بايد چهارشنبه ايرون باشم.....می خوام يه بار ديگه ببينمش....مگه چقدر ديدمش ...از وقتی چشم باز کردم ايرون نبود.....نه خودش و نه بچهاش که هر کدون يه شهر اروپا هستن.....هر چند سال يکبار می اومد و شايد همون ........اين تابستون بايد می رفتم انگليس.....اصلا آخرين بار که ديدمش کی بود.......دلم می خواد گريه کنم نه مثل وقتی مامان بزرگ فوت کرد......يه جور ديگه .....چند شبه نخوابيدم ولی ديگه مهم نيست...بهش فکر نمی کنم....به صدای بغض همراه با گريه فکر می کنم ........ صدای مهرک رو هنوز از آيفون تلفن می شنوم....عمو بابام....

صدای سياوش که می خونه.....

گريه کن گريه قشنگه    گريه سهم دل تنگه   

گريه کن گريه غروبه       مرهم اين راه دوره

سر بده آواز هق هق    خالی کن دلی که تنگه

/ 8 نظر / 6 بازدید
mim

ايرون نه ---> ايران

m

سلام!پشاپيش اومدنتون به ايران رو تبريک ميگم !خوب از ابنيه و در و دیوارهای ایرون ديدن کنيد چند تا هم کتاب معماری بخوانيد تا وقتی برگشتين حرفی برای گفتن به استادا و همکلاسيا داشته باشين ! اميدوارم خوش باشيد و سلامت !

m

نميدونم

afshin

سلام من هم يه معمارم .. البته تازه فارغ التحصيل شدم خوشحال ميشم در زمينه مسايل معماری تبادل نظر کنيم

ehsan_radfar

سلام من فارغ التحصيل رشته معماری هستم و تازه با بلاگ شما اشنا شدم بسيار جالب بود .من يه بلاگ دارم که توش شعرام مينويسم به من سر بزن

pooneh

تسليت خانومي مهربان . انشالله موفق باشي و صبور و پايدار . و بداني كه همه چيز و همه چيز در احاطه پرودگار بزرگ ما ميباشد . پونه