ايران

خانم مهندس اینجاست....ایرون.....یعنی خودش هم نفهمید چطور اومد!

خودم هم باورم نمی شه بعد از دوهفته که من واقعا ایرونم....حس خاصیه ولی آخر حس روزی بود که برای اولین بار رفتم خیابون انقلاب برای خرید کتاب و دیدن دانشگاهی که یه روز واسه قبول شدنش خیلی دعا دعا کردم...خیلی هیجان داشتم.....فکر کنم یه ده دقیقه ای فقط نگاهم خشک شد....دلم می خواست برم توش ولی دم وقتی ازم کارت دانشجویی خواستن و منم کارت دانشگاهم رو نشون دادم، راهم ندادن......

فکر کردم که دیدن سر در هم کافی بود....ولی یک یا روز بعد یه دوست با معرفت زنگ زد و ما رو دعوت کرد که پایان نامه دو تا دوستانشون رو ببینیم....و بله بالاخره خانم مهندس دانشگاه هنرهای زیبای دانشگاه تهران رو هم دید...

زندگی شلوغ شده...خیلی کار دارم و چیزی به برگشتم نمونده.....

راستی به دنبال کار پایان نامه هم هستم...جنگ ایران و عراق و طراحی یادمان و موزه....راهنمایی بود بگین......

مرسی که سر می زنید....

/ 3 نظر / 4 بازدید
leilaarch

سلام خانم مهندس رسيدن به خير