Frank Gehry

هفته پیش خانم مهندس فرنک گهری رو زیارت کرد. جای دوستان سبز.

سخنرانی بود در National Building Museum در واشنگتن. خیلی رسمی بود. با دو تا از دوستان رفتیم. باورم نمی شد. قد کوتاهی داشت. موهای سفید و مشکی پوشیده بود. تا دیدمش یادم افتاد که ازش امضا بگیرم که یه مدرکی باشه که آقا رو دیدم چون دوربین یادمون رفته بود. زود رفتم و از مغازه که تو موزه بود کتابش رو خریدم. دوستان مسخرم کردن که امضا نمی ده و از این حرفا. ولی خانم مهندس رفت. رفتم جلو، سلام کردم و ازش خواستم امضا کنه. یه نگاهی کرد، عاقل اندر سفیه. بعد گفت امضا می کنه به شرط اینکه به کسی نگم. قول دادم. امضا کرد و بعد پرسید کجایی هستم. گفتم ایرونی...باز یه نگاهی کرد. تا خواست ادامه بده. یه خانم پیری پرید وسط و شروع به حرف زدن کرد. ما هم که امضا رو گرفته بودیم برگشتیم پیش دوستان. وقتی نشستم و امضا رو نشون دوستان دادم کلی بهم خندیدن که مسخرم کرده. ولی بعد امضایی که برای کس دیگه ای کرده بود رو دیدم فهمیدم که  نه طرف بلد نیست امضا کنه. موندم چطور یادش می مونه خط خطی رو.

                                 rstx8j.jpg

حرفهاش جالب بود ولی من بیشتر توقع داشتم.

/ 2 نظر / 11 بازدید
آگهيهای داتيسا

سلام يه وبلاگ داريم و يک وبسايت. وبلاگمون توضيحاتی هست درباره وبسايت و اعضای اون. وبسایتمون هم اسمش داتیسا هست و تجاری - تبلیغاتیه .خوشحال ميشيم شما هم، از اين دو بازديد کنيد و عضو وبسايتمون باشيد (آگهی بدید! برای وبلاگتون یا تخصصتون یا شغلتون یا همایشها و جشنواره هایی که دست اندر کارشین). موفق باشيد مديریت سايت weblog: http://datissa_ads.persianblog.ir

ابوالفضل

آشنايی می دادی می‌گفتی همشهری (؟!) بهرام شيردل هستی...