پرژه ايرلند

بالاخره ترم شروع شد. دیدن دوستان و استادها خیلی خوب بود تازه فهمیدم چقدر دلم برایشون تنگ شد ولی پایان نامه اصلا خوب نیست. از روز جمعه که اولین نشست با ۸ تا استاد بود خانم مهندس شبها خوابش نمی برد. هر چند ساعت بیدار می شه. به سقف خیره می شه و فکر می کنه که جی کار کنه. حسابی گیر کردم. آخه اینم موضوع بود.

راستی خانم مهندس قبل از اینکه ایران برود، سفری به ایرلند داشت و اونجا پرژه ای انجام داد. ترم زمستونی کلاسی رو برداشت. تقریبا ۱۶ نفر بودیم. طرحی دادیم برای بنایی ابسترک که فضایی باشه آرامش بخش. جایی که به خدا احساس نزدیکی کنی و از بعد این لحظه. گذشته و امروز و آینده رها بشی. برای طرح نقشه کشیدم. سفر ایرلند ۲ هفته بود ولی بنا رو در هشت روز ساختیم. بقیش رو گشتیم . عکسهای زیر. دو عکس بالا از دوستان و خانم مهندس هست در حال ساختن. دو عکس پایین هم عکس از کار تمام شده هست. عکس راستی استاد هست که با یکی از بچه ها توی مکعب سنگی شوخی می کنه.

 4y04a6r.jpg      644f321.jpg

6bxtx0x.jpg       4pp26as.jpg

خیلی خوش گذشت و عالی بود. جای همگی سبز.

/ 3 نظر / 10 بازدید
رسول نمازي / تحقیقات فلسفی

سلام ببينم چرا عکسها رو توی فليکر نمی گذاری ؟ از قرار معلوم کلی عکس جالب داری. گذاشتی من رو هم خبر کن... موفق باشی

سلام منم يه دانشجوی معماريم اما تو ايران.خوبه به کارت ادامه بده مطالبتم عاليهتا بعد فائزه 22ساله

يادم رفت وبمو بنويسم بای فائزه