شرکت...

معمولا کسی که از شرکت می ره برای آخرين بار با آدمهايی که می خواد می ره نهار.......ولی ما رو همه بهمون می خنديدن می گفتن تو بر می گردی....بيچاره ها راست می گن....خانم مهندس فقط تعطيلاتش تو شرکت آفتابی می شه.......و آخر با ۵ نفر از ۱۰۰ نفری که تو شرکت کار می کنند رفتيم نهار.....سر راه هم يه سر به زمين زديم.....کار رو چند ماهی می شه که شروع کردند.....خاکبرداريش تمام شده و دارن بتن گاراژ رو می ريزن....ولی بيچاره اونهايی که سر زمين کار می کنند.....جان ممدخيلی سرد بود و باد می اومد.....زمينش خيلی بزرگه..........

دوشنبه دانشگاه باز می شه و خدا وکيلی خوشحالم......خوش می گذره.....

 راستی ديروز چيز جالبی تو مجله ديدم....به نظر شما اين ساختمون جديد ( دست چبی ) يه کپی از اون ساختمون ديگه نيست...چرا...نمای جالبی داره...ولی قيافتن همونه.....نيست!

             

دست راست Swiss Re tower, London, UK

دست چپ Torre Agbar, Barcelona, Spain

/ 2 نظر / 9 بازدید
محمد حامد

به نظر من که کار آقای فاستر به مراتب جالب تر و زیبا تر از نمونه ای هست که در سویس ساخته شده