می نویسم

حرف اینه که همه تلاشت رو بکنی به چیزی دل ببندی و بعد راحت از دستش بدی...

می دونم هیچ اتفاقی بدون دلیل نیست.....می دونم که اتفاقی که می افته شاید همون موقع نفهمم چرا..... ولی بدون دلیل اتفاق نمی افته و بعدها می فهمم چرا اتفاق افتاد....همه اینها رو می دونم ولی خیلی سخته وقتی برای کاری تلاش می کنی و بهش امید می بندی و بعد می ببینی که هیچی به هیچی...دلم می خواست گاهی می تونستم بیشتر ببینم و بفهمم حتی اگر قبولش سخت باشه.....فکر می کنم اگر بیشتر می فهمیدم....به قول مامان می دونستم چه خیری تو کار هست...شاید دیگه انقدر ناراحت نمی شدم...شاید با اتفاقهای روزمره بهتر کنار می امدم...

مدتی در تلاش کاری بودم...نشد....حالا وقتم آزادتره....هستم....می نویسم..

 

/ 1 نظر / 7 بازدید