درباره

  • من خانم مهندس، فوق لیسانس معماری از دانشگاه کتولیک در واشنگتون دی سی




لوگو

  • در گذر زمان

يکم از خودم
شنبه ۱٥ امرداد ،۱۳۸٤

و بلاخره بعد از يک هفته بيدار خوابی تمام و به خاطره ای به ياد موندنی تبديل شد...همه شبها...مسخره بازی و خندها.....رفت تا سه هفته ديگه که ترم پاييز شروع شه.....راستی بايد نوشته کنار بلاگ رو عوض کنم.....خانم مهندس شد سال چهارمی.........---->تو پرانتز (اين خانم مهندس از زمان دبيرستان روی ما مونده....ما رو مسخره می کردن...بچه های تجربی به ما می گفتن خانم مهندس و ماهم بهشون می گفتيم خانم دکتر.....وگرنه منظوری نيست.....هرکی خوشش نمی ياد...چاره ای نداره..بايد تحمل کنه...)....تو اين سه هفته هم در شرکت خدمت هستيم....

راستی من اين ترم يه چی جالب متوجه شدم.....معماری تو دانشگاه با اونچه که در شرکت می گذره فرق داره....تو دانشگاه خيلی چيزها رو ناديده می گيری ولی تو شرکت همه چيز ريز به ريز بايد چک بشه و با کدهای منطقه بخونه .... بايد ايمن باشه .....جون آدمها که از ساختمون استفاده می کنند در ميونه.....ما هم چون يکسال و نيمی می شه که تو اين شرکت حضور داريم، کم و زياد کدها رو بلديدم و برامون غير ممکنه که ناديدشون بگيريم....حالا اين ترم روزی نبود که استاد ما رو مسخره نکنه و نخنديم. ......هی می گفت اونها رو بايد ناديده بگيرم....و واقعا برای من مثل ناديده گرفتن چشمی بود که باهاش می بينم...ديروز تو جری يکی از آقايون هم به detail ما خنديد که چقدر دقيقه و حتی fire safty رو هم نشون دادم.....کمی بعدش يکی ديگه از پله های استراری پرسيد و تا اومدم حرف بزنم همشون خنديدند که داری از کی می پرسی .....اين ريز به ريزو بهش فکر کرده....

ايران،  هم الظاهر که نمی آيد خانم مهندس...يعنی عوامل سعی داشتن که ببرنشان.... ولی مهندس سرش بسيار شلوغ است..بسيار کارهست که بايد انجام شود.....

۱:۱۱ ‎ق.ظ   |پيام هاي ديگران ()

2003-2005 meyb.persianblog.ir | Powered by PersianBlog |