درباره

  • من خانم مهندس، فوق لیسانس معماری از دانشگاه کتولیک در واشنگتون دی سی




لوگو

  • در گذر زمان

خواب
چهارشنبه ٢۸ بهمن ،۱۳۸۳

ديگه فکر می کنم خوابيدن تو کلاس کار همه باشه.....هميشه هم بی دليل نيست...کلاس صبح دليل خوابيدنش، بيدار بودن شب قبل و رو پرژه کار کردنه.....کلاسهای ظهر هم خوب تازه نهار خوردی، خوابت می گيره.....تو کلاسهای عصر هم که ديگه از صبح خيلی فعاليت کرديم، خوب خسته ايم ديگه.....

کلاس architectural theory از اون کلاسهاست که خدا وکيلی يکبار نشده خوابم نبره...تصور کنيد...کلاس تو آمفی تاتره....خانم مهندس وارد می شه و سر جای هميشگی می شينه...کلاسورش رو باز می کنه...ورقها در می يان....خودکار...آماده ديگه...تا ورقه حضور قياب به دستش می رسه...اسمشو وارد می کنه...استاد که پرفسورای معماريشو از دانشگاه MIT داره نور آمفی تاتر رو کم می کنه که اسلايدها رو نشون بده.....يعنی درست از همين لحظه خانم مهندس خوابه تا يکدفعه بيدار می شه و می بينه استاد داره می پرسه کسی سوال داره يا نه؟......دليل خوابيدن هم همه موارد بالاست....نخوابيدن شب...کلاس structure صبح و کلاس philosophy بعد الظهر و خلاصه فعاليت زياد تو روزه......

ولی عجيب امروز برای اولين بار خانم مهندس نخوابيد....و تازه فهميد چقدر از دست داده......واقعا بحث جالبی بود.....استاد خيلی سرش می شه گرچه به قول خودمون قيافش مثل اين شريف خرخون ها می مونه ولی نه خيلی قشنگ بحث رو باز می کنه.....تازه فهميدم چه اشتباهی می کردم که می خوابيدم....

راستی ديروز ولنتامز بود و من يادم رفت به خيلی ها زنگ بزنم و برای خيلی ها کارت بفرستم و حس افتضاح اينکه ببينی اونها برايت تو تلفنت پيغام گذاشتن.....و ساعت ۱۲ نصفه شب به تنها کسی که بهت زنگ نزده زنگ بزنی، بعد طرف بهت بگه <تو کسی ديگه ای رو پيدا نکردی! > ......

٧:۳٢ ‎ق.ظ   |پيام هاي ديگران ()

2003-2005 meyb.persianblog.ir | Powered by PersianBlog |