درباره

  • من خانم مهندس، فوق لیسانس معماری از دانشگاه کتولیک در واشنگتون دی سی




لوگو

  • در گذر زمان

Falling water از نزديک
شنبه ٢۸ آذر ،۱۳۸۳

ديدن falling water چيزی که هر معماری بهش علاقه داره......دو ماه پيش خانم مهندس با وجود اينکه در دانشگاه خيلی کار داشت راهی شد و بنا رو از نزديک ديد......اعتراف بايد کرد که واقعا طراحی شده بود.....همه چيز با نقشه بود حتی جزيی ترين چيز.....قفسه کنار ميز نهار خوری...شومينه ها......حمام و دستوشويی که يک جورايی مثل حمام خونه مامان بزرگ خدا بيامرز بود....وان هم کف زمين دستوشويی بود....و برعکس استخر چند فيتی بالاتر از سطح زمين بود.......نکته جالب هم زياد داشت......مثلا اينکه وقتی عکس رو نگاه می کنی قرمزی پنجره ها بدون فکر به تو می گه که فلزه ولی نيست.....يعنی خود قاب پنجره هست ولی دورش چوبه.....چوبه که به رنگ قرمز رنگ شده......و اينکه وقتی عکس رو می بينی تصور می کنی که رود خونه و آبشار از زير ساختمون رد می شن.....در حالی که هيچ اينطور نيست رودخونه از جلوی خونه رد می شه و تنها زاويه های اين دو آدم رو به اشتباه می اندازه.......اطاقها همه کوچيک بود....به اندازه ای که يکنفر بخوانه و پشت ميز بشينه.....و چيزی که در همه اطاقها ديده می شد اين بود که وقتی وارد می شدی سقف خيلی پايين بود....شايد ۶ يا ۶.۵ فيت ولی کمی که جلو می رفتی می شد د ۸ فيت.....عرض پله های خونه همش ۱.۵ يا ۲ فيت بيشتر نبود....يعنی فقط يک نفر می تونست بالا بره.......اينجا می گن کارهای فرنک رايت چکه نکنه بايد بهشون شک کرد....ولی اون آبی که روی سنگهای راهرو از ديوار می اومد واقعا چيزی نبود که به حساب باحالی خونه گذشت.....

چيزی که دير يا زود بايد انتظار شنيدنش رو داشت فرو ريختن اون بالکن روی آبشاره.....چرا که پر بود از ترکهای عميقه......و اگر دقت کنيد کجی بالن رو به خوبی می بينيد.....

 

     

   

   

     

     

۱٠:۳٤ ‎ب.ظ   |پيام هاي ديگران ()

2003-2005 meyb.persianblog.ir | Powered by PersianBlog |