درباره

  • من خانم مهندس، فوق لیسانس معماری از دانشگاه کتولیک در واشنگتون دی سی




لوگو

  • در گذر زمان

افتضاح در استوديو
پنجشنبه ۱٩ آذر ،۱۳۸۳

 ضايع وقتی که رييس دانشگاه صبح دوشنبه بياد سر ميزت بپرسه ديشب تو اين استوديو چه خبر بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بعد فکر کنی و ببينی که جريان مال ديشب تنها نبود....سه روزه اين دانشگاه وضعش همينه.....از همون جمعه عصر که همه ۵۰۰-۶۰۰ تا دانشجو تو استوديو جمع شدند و ۲۴ ساعته کار کردند.....قضيه مال کم خوابی....فشار زياد....غذا نخوردن درست و حسابيه......عاملش کمبود سطل آشغال تو استوديوست.....جريان توالت پسرها و ضايع کاريش چيزی نيست که کسی لو بده و بگه کی بوده......همينطور جريان کيکی که به در آنفی تاتر پرت شده و فوتبالی که ديشب وسط استويو اجرا می شد.....نه....يعنی تو کت کسی نمی ره رفيقشو لو بده.....تو فقط می تونی مچ سال آخری ها رو بگيری که تشک آورده بودند و خواهرانه و برادرانه کنار هم خوابيده بودند....مچ اون دختره که حتی تو رو نگاهم نکرد و از کنار پسره بلند شد و خواب آلود از در استوديو بيرون رفت که سيگار بکشه رو می تونی بگيری.....بعد هم به چه جرمی ماخذش کنی....خوابيدن تو استوديو......اونها داشتن تا ساعت ۷ صبح کار می کردند و همش دو ساعتی نيست که کنار هم خوابيدن.......

اينکه کی جريان فوتبال بازی کردن رو لو داده مجهوله و شايد خوابيدن بچه های سال چهارمی به اون وضع حتی با وجود اينکه معاون رييس دانشگاه که يه زن سياهه کله صبح بالای سرشون داد می زد و تحديدشون می کرد زياد هم مهم نباشه و رييس دانشگاه بيشتر بخاطر دعوای صبح و سر باز زدن خدمتکارها از تميز کردن استوديو عصبانی بود.......ظاهرا جريان توالت از همه افتضاحتر بوده.....همه می دونستن اين جريان بی سر و صدا تمام نمی شه.... و بالاخره ساعت ۲ يکی از استادها به در همه استوديو ها زد که تو آمفی تاتر جلسه داريم.....مشکوک می زد....همه رفتيم.....و جناب رييس سخنرانی کردن.....گفت ۲۴ ساله که تو اين دانشگاه کار می کنه و يک همچين افتضاحی نديده.....و اينکه اين وضع برای دانشگاه مناسب نيست.....استوديو ما تنها تو دانشگاه ۲۴ ساعته بازه و برای اين امر رييس دانشگاه جلوی خيلی ها وايساده و اينکه ديگه همچين کاری نخواهد کرد...........

خلاصه که اينکه داستانی بود برای خود.....البته همچنان در استوديو چيزهای عجيب و غريب زياد ديده می شه........عکسهای زير اگر چيزی معلوم شه از کثيفی استوديو است و خوابيدن بچه ها.....و ۲ عکس آخر هم روز تحويل پرژه.....

و بدين ترتيب خانم مهندس يک ترم رو در اين دانشگاه گذروند...حالا می ريم که داشته باشيم يک ماه کار تو شرکت رو که از هفته آينده دوشنبه شروع می شه........بله...تعطيلی کريسمس هم خانم مهندس جايی نمی ره......داشته باشين چند تا تعطيلی اومد و رفت و طفلی هيچ جا نرفت......

 

 

 

۱:۱٤ ‎ب.ظ   |پيام هاي ديگران ()

2003-2005 meyb.persianblog.ir | Powered by PersianBlog |