درباره

  • من خانم مهندس، فوق لیسانس معماری از دانشگاه کتولیک در واشنگتون دی سی




لوگو

  • در گذر زمان

 
پنجشنبه ٢٩ امرداد ،۱۳۸۳

من عملا ۳ روز ديگه تو اين شرکت کار نمی کنم.........اينجا همه از الان روضه می خونن که بدون من چی کار کنن.....می گن تو جو شرکت رو عوض کردی...از اون حالت خسته کننده در اوردی.....واقعا انصافه... عوض اينکه بگن بدون خانم مهندس پرژه ها لنگ می مونه می گن بدون تو حوصلمون سر می ره.....

حس می کنم خيلی چيز ياد گرفتم....چيزهای خوب و بد......حالا که فکرشو می کنم می بينم ....ای بدم نشد تابستونمون رفت ولی تو اين شرکت حال کرديم......بماند که مجبور بودم ساعت ۷ صبح از خواب بيدار شم.......خداييش خيلی مسخره بود....تمام دو سال رو کلاسهای شب بر داشتم....واسه خودم تا ساعت ۱۰ می خوابيدم انوقت تو تابستون که همه بی خيال می شن ما مثل سربازخونه ساعت آفتاب نزده بيدار می شديم....

همچنان تو اين شرکت اضافه می مونم تا بلکه اين پرژه دانشگاه تمام شه.....امروز ماکتم رو آورده بودم سر کارم که ببينم چی دارم می کشم....هر کی ديد خنديد....مدير پرژه گفت ...بی خود نيست اين آپارتمانها رو اينقدر کج و عجيب غريب طراحی می کنی و کلی بهم خنديد......ولی راست می گه بيچاره من همه طرحهاشون رو عوض کردم....

بايد باور کنم يک هفته ديگ دانشگاه عزيز شروع می شه.....حس می کنم انقدر گير اين کارم که تقريبا يادم رفته چطوری بايد دانشجو بود....احتمالا يه دو هفته ای گيج می زنم تا همه چی مثل سابق شه.....راستی هر کی از دم امام زاده رد شد برام يه گره بزنه.....همش می ترسم از کلاس بيرونم کنن......نپرسين چرا....بازم خرابکاريهای معمول خانم مهندسه....

٦:٤٢ ‎ق.ظ   |پيام هاي ديگران ()

2003-2005 meyb.persianblog.ir | Powered by PersianBlog |