درباره

  • من خانم مهندس، فوق لیسانس معماری از دانشگاه کتولیک در واشنگتون دی سی




لوگو

  • در گذر زمان

temporary husband
شنبه ۱۳ تیر ،۱۳۸۳

اين مطلب فقط مخصوص دخترهاست....پس آقايون محترم نخونيد.....نخونيد ديگه....

چقدر هم که همه گوش می کنند...تا می گی نخونيد بدتر همه می خوان بدونن چی....خوب بخونيد چی کارتون کنم....

لبخندی می زنه و می پرسه < تو که تمام سال رو درس خوندی، چرا اين تابستونی اينقدر کار می کنی برو سفر که سال جديد رو با انرژی شروع کنی. آره کار کردن تو اين شرکت برات خيلی خوبه ولی بالاخره خيلی فشاره. > ته خنده ای می کنم و می گم. < آخه پول دانشگاهم مونده....نمی خوام همشو وام بگيرم که تا آخر عمرم مجبور باشم قسط بدم.> با تعجب می پرسه....< چرا وام بگيری؟ >  < پس چی کار کنم؟ بالاخره بايد يک جوری پولشونو بدم! > خنده ای می کنه و می پرسه < می دونی پول دانشگاه منو کی داد ؟ > شانه ای بالا می اندازم و می گه < شوهر اولم...نه ...شوهر موقتم> خيره نگاهش می کنم و می پرسم < شوهر موقت يعنی چی؟ > < يعنی کسی که برای مدتی باهاش ازدواج می کنی برای خيلی چيزها... خرج دانشگاتو بده.... يه بهانه باشه که ازدواج کردی و کسی به کارت کاری نداشته باشه و بهتر از همه باهاش خوش باشی... باور کن خيلی آسونه....وقتی فکر اينکه با کسی می خوای برای يه عمر زندگی کنی رو می کنی هی می خوای از طرف ايراد بگيری يکی رو پيدا کنی که هيچ ايرادی نداشته باشه ولی اينطوری راحت ازدواج می کنی چون می دونی چند سال ديگه ازش جدا می شی...>‌ باورم نمی شد پرسيدم < چند سال با شوهر اولت بودی ؟ > <۹ سال...ازش يه پسر هم دارم که ۲۸ سالشه....الان ۲۰ ساله که با شوهر دومم هستم ولی شوهر اولم رو هم گاهی می بينم به بهانه پسرم ....> نمی دونستم چی بگم....پرسيد < می خوای برات يکی رو پيدا کنم؟ باور کن مردها هم بدشون نمی ياد...بالاخره جونی ات رو با اونها می گذرونی>  می پرسم < می خوای چی کار کنی ؟ آگهی درست کنی ؟>  می خنده می گه < نه ....تو به اونش کاری نداشته باش...من ۵۵ سالمه می دونم چی کار کنم >.....

واقعا آدم راجب خانم مهندس ۵۰ ساله آمريکايی هر فکری می کنه الا اين يکی رو....

۱:۳٥ ‎ق.ظ   |پيام هاي ديگران ()

2003-2005 meyb.persianblog.ir | Powered by PersianBlog |