درباره

  • من خانم مهندس، فوق لیسانس معماری از دانشگاه کتولیک در واشنگتون دی سی




لوگو

  • در گذر زمان

 
سه‌شنبه ٢۸ بهمن ،۱۳۸٢

خوابم می ياد....اصلا نمی فهمم چی می گه....فقط می خوام زودتر تموم کنه...تازه ساعت ۷ شبه ولی نمی دونم چرا انقدر خسته ام....فکر می کنم خسته فکری ام....آه...از تو کيفم آدامسی رو در می يارم...هنوز ۱ ساعت ديگه تا اتمام کلاس مونده....صدای پسری از اون طرف کلاس بلند می شه....داره سوال می پرسه....دارم فکر می کنم که آخه چطور اون تنها کسی که هميشه دستش بالا می ره....شايد بقيه مثل من خوابن....تو همين حال دختری که بقلم نشسته می گه <جدی عجب پسره خوشگليه>...انگار خواب از سرم می پره...يه نگاهی به اون بعد به پسره می کنم....راست می گه خوشگله...چرا تا به حال دقت نکرده بودم....به دختره می زنم و می گم< حالا زل نزن.>....می خنده و می پرسه <فکر می کنی دوست دختر داره؟>...<نمی دونم....کی نداره!>....هنوز پسره داره حرف می زنه...دختره يکدفعه منو نگاه می کنه و می گه <بيا بريم اونطرف بشينيم>...می خندم و می گم< تو برو، من نگات می کنم>.....انگار از دستم ناراحت می شه....زير لب می گه <صبر کن ببين چی کار می کنم>....سری تکون می دم....حالم بهتره...سعی می کنم دقت کنم و از بحث سر در بيارم....دارن راجب سيستم گرمايی در ساختمانها حرف می زنند....بيچاره صد دفعه توضيح می داده ولی من همچنان نمی فهمم...يعنی اصلا هم برام جالب نيست....فکر می کنم که بالاخره بايد ياد بگيرم....تصميم می گيرم از يکی از بچه ها بپرسم.....

کلاس تموم می شه....من تازه شارژ شدم و خواب از سرم کاملا پريده.....شروع می کنم با پسری که بقلم نشسته حرف زدن....می گه همه چی رو می فهمه....زود ازش می خوام برام توضيح بده و اونم شروع می کنه....دختره يه تکونی به خودش می ده و می گه< من الان می يام...می رم از تو ماشينم چيزی بيارم>.... کم کم بعد از توضيحات پسره انگار سر می يارم که اصلا اين سيستم ها چی هستن....بلند می شم و از در می يام بيرون...هوا تاريک و سرده... سر جام با ديدن دختره کنار پسره در حالی که سيگار می کشن خشکم می زنه....سعی می کنم عادی رد شم...دختره يک چشمکی می زنه و روشو به پسره بر می گردونه.....

روز بعد که دختره رو می بينم می گه <حيف از تتو های من خوشش نمی ياد..تازه مريلند زندگی می کنه>

۱٠:٠۳ ‎ب.ظ   |پيام هاي ديگران ()

2003-2005 meyb.persianblog.ir | Powered by PersianBlog |