درباره

  • من خانم مهندس، فوق لیسانس معماری از دانشگاه کتولیک در واشنگتون دی سی




لوگو

  • در گذر زمان

 
چهارشنبه ٧ آبان ،۱۳۸٢

       تو اين مملکت صبحا که پاتو از خون بيرون می زاری نوک دماغت از سرما يخ می زنه....ته کوچه رو به خاطر مه نمی تونی ببينی...بيشتر وقتها هم بارون می ياد.....وسط روز که می شه، هوا يکم باز می شه و تازه می فهمی که پاييز شده...درختها مثل هر سال خوشگل کردن...رنگهايی که تو هيچ جعبه مداد رنگی پيدا نمی شه......دلت می خواد ماشين رو کنار خونه پارک کنی و همينطور فقط به کوچه نگاه کنی.....فکر کنی يعنی قشنگتر از پاييز فصلی هم هست؟

تو اين مملکت...کمی اونطرفتر....جنوب کاليفرنيا.....درختها ديگه پاييزی نخواهند داشت....قبل از اومدن زمستون همشون تو آتش خاکستر شدن.....تنها اونها نيستن که خاکستر شدن، تا حالا ۲۰۰۰ تا خونه هم با اونها سوختن و هنوز کسی نتونسته جلوی پيشروی آتش رو بگيره.....

تو اين مملکت خانم مهندس در حالی که هميشه در حال يخ زدنه به اين فکر می کنه که واقعا ريئس جمهور اين مملکت تا کی می خواد به جنگ با عراق ادامه بده و اين همه بلای آسمونی که تا حالا داشته ايم و احتمالا بيشتر هم در راه خواهيم داشت رو به جان بخره؟  

٦:٠۳ ‎ب.ظ   |پيام هاي ديگران ()

2003-2005 meyb.persianblog.ir | Powered by PersianBlog |